فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٥ - عصمت امام
١. مقالات الاسلاميين نگارش ابوالحسن اشعرى، متوفاى ٣٢٤.
٢. العقائد الطحاويّه، نگارش ابوجعفر طحاوى، متوفاى ٣٢١.
٣. اصول الدين، نگارش محمد بن عبدالكريم بزدوى، متوفاى ٤٩٣.
٤. عقائد نسفيه، نگارش عمر بن محمد نسفى، متوفاى ٥٧٣.
٥. شرح عقائد نسفيه، نگارش سعدالدين تفتازانى، متوفاى ٧٩١.
در اين كتاب ها در بحث امامت همگان اتفاق دارند كه دورى امام از معارف و احكام موجب بركنارى او نمى شود، زيرا از امام جز تنظيم زندگى مادى انسان ها و امور رفاهى آنها و اجراى حدود و سدّ ثغور توقعى بيش نيست، ولى اماميه، ضابطه اى ديگر براى امام قائلند و آن اين كه بايد كليه خلأها را جز رسالت و نبوت پر كند، و به اصطلاح به وظايف پيامبر، استمرار بخشد، معتقدند بايد چنين فردى از عصمت هم برخوردار باشد، تا بتواند مصونيت شريعت از تحريف و جامعه از انحراف را ضمانت كند، بنابراين محال است او گامى فراتر از قانون بردارد و ظلم و ستم روا بدارد يا سخنى بر خلاف حق بگويد.
عصمت امام
در ميان فرق اسلامى، تنها گروهى كه قائل به عصمت امام است، فرقه اماميه است. شيخ مفيد مى گويد: پيشوايان ما به سان پيامبران، معصوم از گناه و خطا هستند. فراموشى به آنها راه ندارد، ولى در عين حال، عصمت، توانايى بر انجام گناه را از آنان سلب نكرده و آنان را مجبور به اطاعت نمى نمايد.[١]
و روشن ترين گواه آنان بر عصمت، همان است كه در مفهوم امامت بيان
[١] تصحيح الاعتقاد:٦١.